Navigated to اپیزود نودم: عودلاجان - Transcript

اپیزود نودم: عودلاجان

Episode Transcript

اوژن تقدیم میکند.

عودلاجان یکی از کلان ترین محله های تهران از گذشته تا امروز با کوچه ها و خانه های پوشیده شده از خاطره ها و شادی ها, غم ها و مسیری طولانی با گذر از بهار و زمستان های بسیار جایی برای اعیان و اشراف و جایی برای تصمیم های بزرگ.

اینجا عودلاجان قلب تپنده تهران.

این در باره روند شکل گیری محله عودلاجان نمیشه به ۱ زمان مشخص اشاره کرد اما برای رسیدن به نگاهی دقیق تر بهتره نگاه کلی از روند شکل گیری این محله را بشنویم.

وحید شهابی.

خب ما می دانیم که در آه دور که مغول ها به ایران حمله کردند جمعیت از ری برای به سمت را اومد و روسیه تا روز به روز بزرگتر شد.

در قبل از این اتفاق میگه تهران ۱۲نیم محله داشته که نام ۲ تا از ا محلات میشه حدس زد و بعضی از اساتید اشاره کرد که سالانه و دیگری سرجمع به که در حوالی پشت بیمارستان دکتر صفیه یابی بیمارستان یهودیه.

تهران و در محله است ۱ فضای خالی وجود دارد که قدیمی ها بهش می گوید سر چم بک که در نقش های خود را مشخص احتمال داره بین این آه دوتا اس ارتباط معنایی وجود داشته باشد و خب با توجه به قرارگیری امامزاده های تهران و حدس هایی که زده میشه احتمالا یکی از قدیمی ترین قسمت های عودلاجان همین قسمت است و جالب اینکه زمانی که دوره نادرشاه یهودی ها میان تهران در همین محدوده سکونت پیدا میکنند.

خب محله یهودی ها هم یکی از قدیمی ترین قسمت های عودلاجان است.

بعدا بعد از به حکومت رسیدن قاجارها است در آمدها محله عرب ها به افشایی بعدا سادات شاخه لاما و به همین ترتیب محل علاج آن رشد پیدا میکند و آن شکل پیدا میکند که ما تو نقشه قاجار می بینیم و و مورد نگاه ماست و در پرونده ثبت هم در شدم.

نامگذاری این محل و نوع نگارش آن یکی از موضوعات بحث برانگیز این محدوده است.

او تا جان با ع یا عودلاجان با ا.

وحید شهاب.

به روز مرگ باقی.

مردم محلی کلمه عودلاجان و یا محله شان را پیش می گوید الله جان خب این نکته که خیلی مهم است ولی خب ما بر اساس اسنادی که وجود دارد و نقشه ها می دانیم که در همه آنها الله جان با این نوشته شده و خوب علاج آن تلفظ میشه ولی نظریه می گوید که با توجه به اینکه زبان و گویش تهرانی به مردم شمیران نزدیک بوده و کلا محدوده زبان و گویش آن به زبان تاتی و مازندران نزدیک.

عودلاجان در اصل در گذشته با الف نوشته می شده و ا و بهش از آمده آب آه وعده راجع شود.

اعلاج نیامده به معنی تقسیم و ا اون آخرش به معنی مکان و در کل کلمه معنی مکان تقسیم آب البته خب این به واقعیت خیلی نزدیک است چون وجود قنات حاج علیرضا و مظهرش که در محله سرچشمه از شمال معلولان جهان بوده و همچنین می دانیم که ما چون وقتی آب کرج میاره تهران از دعواش امروز و پايان ها را بیارید داخل و خوب.

این اختلاف ساعتی که بالاتری بودن عودلاجان نسبت به سایر محلات باعث میشد که آب تقسیم شود و در تهران و خوب این آه مکان تقصیرها به نظر میرسد که اطلاق درستی باشد.

و علاج آن ترکیب میشد از کلمه او یعنی آب را جان یعنی توزیع کردند را جان و راجع دیدن.

یعنی توزیع کردن پخش کرده و چون از اینجا پخش میشد بگیم به اسم اصولگرا جان.

نورا جان به مرور شد او را جان و الان اهالی علاج آن می گویند یعنی الان بین خود اهالی اونجا بعدش هم علاج آن عدالت هم هستند.

خاطر همین هم است که با ا باید نوشته باشه.

ساختار محله عودلاجان تا به امروز دستخوش تغییرات زیادی بوده محدوده محله از شمال به خیابان امیرکبیر, از غرب به خیابان ناصرخسرو, از شرق به خیابان ری و از جنوب به خیابان ۱۵ خرداد میرسد.

نکته قابل توجه این است که بعد از خیابان کشی های دوره پهلوی این محله به ۳ قسمت شرقی میانی و غربی تقسیم می شود و در تقسیمات جدید شهری که قسمت شرقی محله امامزاده یحیا و به میانی و غربی محدوده محله پا منار گفته می شود.

بودن در بین اولین ها نام او را جان را سنگین و این محله را واجد معنا کرده بود.

را جان نام آشنای امروز و دیروز تهران یکی از اولین محله های اصلی تهران که از چند ریز محله تشکیل شده.

امامزاده یحیا پا منار سرچشمه محله کلیمی ها محله شاه غلامان سادات و حیات شاهی.

نیست.

میتوانید داستان و ماجرای سریز محله عودلاجان یعنی امامزاده یحیا اپیزود ۷۱ پا منار اپیزود ۷۳نیم و سرچشمه اپیزود ۸۳نیم را بشنوید.

در شمال غربی اوتاوا جان ۱ ریز محله وجود دارد به نام محله عرب ها.

زمانی که آغا محمد خان تصمیم گرفت بر ضد زندی قیام کند و به سلطنت برسد عرب ها جزو اولین قوم هایی بودند که با شاه پیمان بستند و بهش کمک کردند و بعد که آقا محمدخان تاجگذاری کرد این قوم را از سمت ورامین به سمت عودلاجان کوچ داد و آن قسمت از علاج آن به محله عرب ها معروف شد و امروز هم هنوز بهش محله عرب ها گفته می شود.

عودلاجان جایی برای همسایگی ادیان بوده جایی برای همنشینی و همراهی از مراکز مذهبی تا مراسم ها و مسجد های مهمی که در اپیزود های قبلی به اهمیت بسیاری از آنها اشاره شده اما محله کلیمی ها یا همان یهودیان ایران که از مهمترین ساکنین و کسبه عودلاجان بودند.

به روز مربوط.

چندی می آید در ایران تصور من این است که قبل از انقلاب بین ۸۰نیم تا ۱۰۰٬۰۰۰نیم نفر بود.

آه شاید مثلا بیش از ۳۰ درصدش در تهران بودند که پایگاه اصلی شان بود را جان بده تا سال های تقریبا ۴۳نیم عضو اغلب اینها در عودلاجان زندگی میکردن.

از اون به بعد یواش یواش برداشتن کوچ کردن طرف سپاه باد و خیابان زرتشت بعد ۱ جا های دیگر و از این جهت بدانید که اینجا چه خبر بوده شما از ساختن ۱۳ کنید ۳ انتقاد که الان از آن ۱۳ تا ۳نیم تاش مونده.

از اون سپاهان فقط ۱ کش فعال است آن هم برای مناسک روز شب است شب شب بعد یعنی جامعه است و آن یکی هم که قدیم تر مثلا کنید ۳نیم از راه یعقوب که ۱۴۰ سال چادر را دارد.

کنیسه ها از مهمترین مکان های مذهبی این گروه در علاج آن بودند.

مکان هایی برای عبادت, آرامش و برگزاری مناسک مختلف از گذشته تا امروز.

مکان هایی که امروز بسیاری از آنها نیست شد و به خاطره تبدیل شده.

مرجان ای اش آیا مهناز خلیل نسب علی اصغر عرب اسدی?

ببین.

من.

الان در واقع عضو هیات امنا و مسئول کلیسای حضرت یعقوب در محله عودلاجان هستم و که داری مرمت اش میکنیم.

ما تلاشمان این است که به هر حال این کلیساها را هر از چندگاهی در حال حاضر باز کنیم.

هر چقدر زمان گذشته از زمان کودکی من این کلیساها در واقع تک و توک بسته شدن یعنی ما تو صفحه.

دستور جلسات انجمن کلیمیان تهران در سال ۱٬۳۶۹نیم, ما ۱۳نیم باب کنیست در لاهیجان مرکزی داشتیم از این باب که نیسا حالا به دلیل طرح توسعه تهران فلان اینها که عملی هم نشد و خیلی از این کلیساها سند مشخص و قانونی درست حسابی هم نداشتند.

الان دوتا که نیست ها مانده او بر یعنی در واقع به طرف عودلاجان مرکزی.

یکی امضای ذی حق است و ۱ انسان ها داشت و یکی کلیسا هم به سمت آنها جان شرقی داریم که آن فعال بله کسایی مولا همینا که خانواده درخشان اداره میکنن اونجا فعال ی.

کنی ۳ دیگه بود که من الان نمیدونم هستش یا ۹ آنها با پدربزرگم می رفتم که وسط عودلاجان بود ۱نیم در کوچولو داشت با پله میرفتیم پایین به ۱ حیاط بود باید می رفتیم تو اتاق که نیست.

اونم خیلی جالب بود ببینم پدر بزرگ من ابراهیم ال آزاری اینقدر معتمد بود تو دل و جان که تمام کلیدهای کلیسا ها دست اون بود.

مثلا هرکس میخواست بره توی کنید ۳ مثلا که عبادت کند چه کند یا پدربزرگ من صبح ها راه می افتاد مثلا در این کیسه ها را باز میکرد.

ما زیر بازارچه اوج آن کوچه حکیم بود پشت خونه مون.

آقا گل بعد از آنجا که رد میشدیم میرفتیم به طرف میگفتن صره ۴ بعد نرسیده به سر ۴ ۱ کوچه بود که ۱ دونه که نیستی به نام ایذه یعقوب توش بود که خیلی بزرگه هنوز هم هستش و من یادم هست که مادرم میرم اونجا کاور من هم با خودش می برد اونجا سر چاله به طرف غرب که میرفتی یه کوچه بود به نام کوچه ۷ کنیسه که می رفت به طرف ۳ راهی دونگ ئی بعد از این طرف از سر بازارچه و لاهیجان روبروی بازار آهنگران.

میومدیم اولین کوچه کوچه جار چی باشی بود کوچه بعد کوچه حاجی ها بود که میرفت برای محله بازارچه مروی کوچه به کوچه از ساری بود.

بعدشم کوچه حکیم بود که میرفت برای سر محله و بالا که می رفت به طرف کانون خیرخواه که الان اسمش عوض شده و شده دکتر سپیر.

بعد همه شون هم بغل همین کانون خیرخواه بود و اولین کوچه بغل بیمارستان هم باز یه دونه که نیست هست که اسمشو بلد نیستم ولی در حال حاضر هست و موجود.

است.

و کنیسه اجرای ابو محمد n باقیمانده از ۱۳۱ سال پیش مرجانی شایان.

ببینید کلیسای اجرای او حالا به جز کلیسای خودش که ۳ ۴ سال قدمتش است که نیروهای حزب یعقوب بیشتره که ۳نیم ز عقب در واقع مهمترین مکان تاریخی یهودیان تهران به شمار می آید.

با توجه به مساحت بزرگی که دارد نزدیک یه چیزی فکر میکنم حدود ۹۰۰نیم m² ۱ مجموعه است ۱نیم مجموعه سالن ها و آب انبار و ۱نیم محل غسل شهری.

و خود کنیسه هستش و این ۱ مسئله ۱ مجموعه خیلی وسیع این آه مجموعه خوب خانه شخصی ازای حق او بوده که ۱ تاجر خیلی پولدار بوده در زمان ناصرالدین شاه.

رادیو نیست.

۱ تلاش جمعی و پشت هر اپیزود ۱ تیم پژوهشی پر انرژی با ماست ولی ما فقط رادیو نیست را نداریم در رادیو کامل سراغ برند ها و تبلیغات میریم هم ایرانی هم خارجی هم آنهایی که با زندگی مان گره خوردن و پر از خاطره.

هم قصه غذاها را میگویم از تاریخچه شان تا طرز پختشان اگر سبک مستند و روایت محور رادیو نیست را دوست دارید مطمئن مداری و کامل است و وی پس هم خوشتون.

داستان یکی از مهمترین مکان های محله عودلاجان یعنی بیمارستان سپیر نام اولیه این نهاد در سال ۱٬۳۲۱ درمانگاه کانون خیرخواه بود و بعدها با گسترش پیدا کردن به بیمارستان کوروش کبیر تغییر پیدا کرد.

روح الله سفیر یکی از اولین پزشکان این مجموعه بود.

که بر اثر بیماری تفوس جان خودش را از دست داد.

بعد از انقلاب نام این مجموعه به بیمارستان دکتر سپیر تغییر پیدا کرد.

ما این بیمارستان را در بسیاری از آثار سینمایی و سریال های امروزی مثل تا سیان جان سخت زودپز غیر دیدیم بدون اینکه بدانیم این بیمارستان دقیقا کجاست و چه تاریخی دارد.

به روز مرگ باقی.

آدم های بزرگی در اینجا بودند.

دکتر سپیر بود که بیمارستان سپیر را بنیان گذاشت.

کانون خیرخواه آقای آرون ی عشایری که رئیس آن جا نکرده بیان ایران بود تا و ۱۰ تا و تهیه کننده بزرگ سینمای ایران بعد از انقلاب بود.

قبل از انقلاب کم کار سینما و تبلیغات و اینا بودن خیلی از این آدم ها هم اینجا بودند که متعلق به جامعه یهودی بودند.

بعضی هایشان هنوز خوشبختانه.

هارون اشیایی قبل.

در فعالیت های مربوطه کلمه حضور داشتم.

در بیمارستان دکتر سپیر ۱ نهاد خیلی خیلی مهم و منحصر به فرد در تمام دنیا است.

از کمی به جز آمریکا که خب اونا حسابشون سواست حتی در اروپا هم چنین بیمارستانی با این ابعاد از طرف جامعه کلیمی اداره نمیشه با اینکه تعداد جامع علمی شکلی کم شده الله و از اخیرا دولت کمک کرده به اینکه نمیتوانستیم.

آقای دکتر هاشمی آمدند بیمارستان دیدند و ما گفتیم واقعا دیگه نمیتونیم آینده کمی هستیم و این هزینه سرسام آور آقای دکتر شوید ۱ ترتیب دادند که بیمارستان فعلا یه کمکی هم زد بهداری بکند که مجلس بکند.

حالا بیمارستان تعطیل نشد خودتون نیس کردند که دیگر در توان ما نیست بلکه واسه من هست ولی بیمارستان بسیار فعال بوده مخصوصا بخش زایمانش در جنوب شهر معروف هنوز هم هستند.

مراجعین ما مسلمان هستند ۱ دوره یهودی اصلا نیست یعنی یهودی آن در منطقه زندگی نمی کنند.

همه بیماران ما تقریبا همه شان مسلمان هستند کادر بیمارستانم حالا ۱ ۱۰نیم ۱۵نیم تا یهودی دارد برگشتم مسلمان هستند چون الان جنوب تهران پسندی آدم ۶۰ ساله گیر بیارید مثل سلاملکم تو همون منطقه ما افتاد حتما میتونی من متولد.

۱۱ سفیر هستم یعنی همه جمعیت بالا ۶۰ سال آنجا بود.

فرض موضوع سطحی هستند در استان دیگری نبوده است.

من اونجا ۳۱ سال من حیثیت.

معنای فارس نوشت, سفیر بودم از قبل ۱نیم سال قبل از این از سال اردیبهشت ۵۶نیم الی ۸۰ و شیش تا مدت تو بیمارستان واقعا مورد علاقه بوده است.

حمام کشوری اولین حمام نمره تهران و تنها حمام اقلیت های دینی این شهر به شمار میرود که به یهودیان عودلاجان اختصاص داشت و تا دهه ۸۰ هم فعال بود.

تزئینات گچبری, آیینه کاری, منبت کاری و همکاری از ویژگیهای معماری این بناست.

مهناز خلیل نسب.

ببین ما صبح می رفتیم همون با ما در.

ضبط میشد از همه اومدی بیرون.

ما بچه ها در همان بازی میکردیم.

زنان نشسته بودند دارم دیگه غیبت میکردن یعنی اصلا موضوع شستن حالا ۱ میشود.

خودت و.

ولی به موضوعی بود که ما داشتیم در عالم بچگی خود ما داشتیم بازی میکردیم.

بعد هم می افتادند به جان ما کیسه بکش چه کرونای لایه پوست ما که مثلا میومد میخوابیدن تا صبح می خورید ایم از بس این پوست بدن ما را سابیده بودند.

یا آنجا خیس خورده بود.

پوستمان وقتی وارد میشدی ۱ محوطه بود که کمد کمد کمد بود و سکو داشت ببینید خیلی جالبه من آن موقع خیلی چیزها برایم بزرگ به نظر میومد ولی بعدها که رفتم دیدم چقدر کوچولو همین مسئله که فضایی کمی کمد کمد بود سکو بود بعد هم مثل لباس هایشان را آنجا می کنند و بعد می رفتم تو حموم آه همان ۱ حوض بود.

بعد بالای سخت شیشه بود و نور از اونجا میومد.

نور خیلی قشنگی بود.

میدونی نور طبیعی بود.

این را یادم است.

اما بشنوید از ریز محله های شاه غلامان و حیات شاهی و دلیل نامگذاری این ریز محله ها.

وحید شهاب.

در غرب محله عودلاجان تقریبا شمال کوچه مروی ۱ روزمره وجود دارد که بچه معروف به نظر میرسد که بعد از فتح تهران توسط آقا محمد خان حداقل مدت زمانی شخص شاه و اطرافیانش در این محدوده شهری زندگی میکرد و به همین دلیل به حیاط شاهی معروف شده ی کوچک کجی از کوچه مروی به سمت پايين آ قرار دارد که قبل از انقلاب اسمش حیات شیعی بوده و بعد از انقلاب.

اسمشو شوند آه حق پرست ۱ تکه معروف هم داشته در قارچ ها که به تکه هر چی معروف ترین روش برگزار میشود که در دوره پهلوی چی که متروک می شود تخریب می شود و مدرسه پیش آهنگی تو ساخته می شود هنوز بنا پابرجاست البته فعالیتی نداره ولی وقتی از کنارش راحت میشی ا توی سرش نمیشه مدرسی پیش آهنگی.

تو نقشه موسی که ۶٬۲۳۷ شمسی در حوالی کوچه صدر اعظم یا شهید صوفیان ای امروزی یه ریز محله وجود دارد به نام محله شاه غلامان به نظر میرسد.

احتمالا نام گذاریش بخاطر زندگی غلامان خواسته ای بوده که در دوره قاجار در خدمت شاه و مسئولیت حفاظت از سلطنت و کشور را به عهده داشتند.

تعدادشان دوره فتحعلی شاه حدود ۳ ۴٬۰۰۰ نفر بوده و در دوره ی ناس انشا حدود ۲٬۰۰۰ نفر.

معمولا هم از غلامان گرجی تشکیل میشه یا پسرهای امرا اعیان البته استفاده از غلامان گرجی در نیروی نظامی سابقش به دوره صفویه برمی گردد.

سوار کشی خانه یا غلام کشی خانه محافظ ویژه ناصرالدین شاه و مأمور محافظت از کاخ شاه بود که کشید چی باشی قلدر آغاسی رئیس آنها بوده.

به نظر میرسد خدمت نامگذاری این محل یا این ریز محله.

به دوره فتحعلی شاه برمی گردد و جالبش اینکه در آمار دارو خلاف به سال ۱٬۲۳۲ شمسی سرکشی چی باشی در محدوده ۵ تا خونه داشتم.

N.

همانطور که درس اپیزود قبلی مربوط به این محله گفته شد, اسم این محله و این قلب تپنده تهران با تاریخ سینمای ایران گره خورد.

در این محله فیلم سیلی که خیلی ساختن بواسطه اینکه خب این کوچه پس کوچه ها سقاخانه ها هما این خانه های قدیمی همه یادآور گذشته مونده توی ا.

دوستانی که دنبال خونه پهلوی قاجار می گردد و این جایی که می آید همین محل است.

فیلم معروف مارمولک را در مدرسه قنبر علی خان ساختن سریال خاتون را قسمت شد.

بازار شلا جان فیلمبرداری کردن سیگار جان سخت بود بیمارستان دکتر سپیر قسمتش فیلمبرداری کردند در کنیسه ها داشت قسمتی از سریال در چشم باد خانه صدراعظم ماجرا قسمتی از فیلم حسن کچل داخلش فیلمبرداری کردن خانه بهرامی پرده نشین رخنه برادر جان.

زیر طاق ساده صلح تا فیلم درخونگاه هزارتا اخراج ۱ تو باغ شازده قسمت از سریال خاتون را فیلمبرداری کردند و یکی از معروف ترین لوکیشن های محله و ا لوکه شود.

سریال پدرسالار خانه محمدعلی کشاورز که در خانه مهرانگیز کامبیز فیلمبرداری شده است.

چرا حرف نمی زنیم?

سلمان گرفته است.

اصلا واسه چی اومدین جای من نشسته اید آیینه.

شدی چرا حالا?

بریم سر خراب.

شده آیا لحظه?

لحظه.

زندگی را تماشا.

کردیم چی شد?

شد.

ما سند نداریم.

ما سند خانه نگفتی بهش.

تو.

چرا?

از ما نک.

خرید هم برات تنگ شده.

علیک سلام.

اما تایید کرد.

طرح های مربوط به توسعه و ساماندهی عودلاجان از سال ۱٬۳۳۵ به این طرف کلید خورد.

یکی از این طرح ها در سال ۱٬۳۴۶ آنقدر جدی بود که ماکت آن هم ساخته شد.

به نظر محمدرضا شاه رسید و مورد موافقت هم قرار گرفت.

روزنامه اطلاعات در صفحه اول تیتر زد که نوسازی اولاند ار هفته آینده شروع میشود.

این طرح تا جایی جدی شد که در تلویزیون ملی هم پوشش داده شد و ۱ شرکت ساختمانی به اسم عودلاجان برای این کار تأسیس شد.

بار دیگر در سال ۱٬۳۵۶ شرکت فرانسوی کوهسار شروع میکند به اجرای ۱ طرح ساماندهی.

بعد از انقلاب هم از این طرح ها اجرا شد که بعضا در دهه ۱٬۳۸۰ موجب تخریب وسیع منطقه شد.

اما یکی از فعالیت های اثربخش موثر چند سال گذشته احیا و مرمت خانه میرزا محمد ناظر مربوط به عهد صفوی بوده.

ناظر کسی بود که دخل و خرج دربار را می نوشت و این خانه با تلاش های شخصی چند فرهنگ دوست به خوان اردیبهشت عودلاجان تبدیل شد.

به روز مرگ باقی.

طولانی است ولی ما تقریبا سال ۹۴ بود.

به سطح محفلی چند نفر از معماران و سینمایی ها اینها می توانستیم در هم.

و چیزهایی که با هم گپ می زدیم این بود که برای احیای بافت تاریخی چه باید کرد و در این جلسه ها اینا که معماران کم نبودند بیشتر به این نتیجه رسیده بودیم که با پیرایش محیطی و کف سازی و جداره سازی بافت زنده نمیشه.

چون به این نتیجه رسیده بودیم که علت اصلی افول بافت تاریخی در تهران و جاهای دیگر این است که اهالی اشیل اونجا اینجا را ترک کردند.

کوچ کردن رفع رفتند و کسانی آمدند ساکن شدند محلی و به اصطلاح چیز ندارند.

بله ندارد و برای اینکه این دوباره زنده بشه و ارتقای منزلت زیستی داشته باشد.

یا باید آنها برگردند که برنمی گردند معمولا یا اینکه افرادی از گروه های مرجع اجتماعی مثلا از دانشگاهیان, هنرمندها, معماران وکلا اینها بیایند هم سنگ آن ها اینجا کار و زندگی شان را بیاورند اینجا.

زمان گذشت و رفتن ها و آمدن ها و مهاجرت های پی درپی به این محل باعث شد تا ساختار این محله دگرگون شود.

مفاهیم و تعاریف جدید و تقابل سنت و مدرنیسم این محله را هم درگیر کرد تا جایی که این آرامش و یکدستی گذشته را از دست داد.

کلان محله عودلاجان شاید پر حادثه ترین محله تهران باشد از جنگ ها و اتفاقات سیاسی تا روزگار مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد.

از انقلاب ۵۷ تا روزهای خاکستری و سیاه جنگ تحمیلی از یادگارهای سینمایی تا انتقام قیصر از کریم آب منگل.

بودن ها حضور هایی که امروز پر از جاهای خالی ونیز شده است از مکان هایی مثل خانه آصف, دوله شیرازی با آن تالار گچبری و ارسی های زیبا تا حمام های قوام و ۲ امین دربار تا بادگیرها و آب انبار های که امروز زیر تلی از خاک پنهان شدن همه رفتند و کوچه های پر خاطره این محله به یادگار ماند.

نودمین شماره از رادیو نیست.

رو شنیدید که در آبان ماه ضبط و تدوین و در پانزدهم آبان ۱٬۴۰۴ منتشر میشه.

بی شک ساختن اپیزود محله عودلاجان امکان پذیر نبود.

بدون لطف و همراهی عزیزان چون وحید شهاب به روز مرگ باقی هارون ای اش آی آی ای علی اصغر عرب اسدی, مهناز خلیل نسب.

مرجان اشایی لازم به اشاره است که پژوهش درباره محله عودلاجان و این ۴ شماره بدون مشاوره و همکاری وحید شهاب تهران شناس مطالبه گر حوزه میراث امکان پذیر نبود.

همچنین صدای هارون اشیایی از وب سایت آرت باکس استفاده شده است.

ذکر این نکته ضروری است که رادیو نیست.

۱ پادکست مصاحبه محور که بخش عمده اش را خاطرات مردمی تشکیل میدهد که جدا از صحت و سقم اش حس مردم این دوره از تاریخ را نسبت به آن مکان تشریح میکنه و با توجه به مصاحبه و خاطره محور بودن آن رد یا نیست.

نمی توان صحت اطلاعات بیان شده را صددرصد تأیید کند و مسئولیت آن به عهده خودش خواست.

این اپیزود در تمامی آبهای پاگیر قابل شنیدن است و شما برای دسترسی به همه اپیزود ها و مطالب تکمیلی میتوانید به سایت ما یعنی رادیو نیز دادگاه مراجعه کنید.

مالک و صاحب امتیاز رادیو نیز رضا میکائیل زاده و کانون تبلیغاتی اوج تهیه کننده پادکست را میاره منوچهر زاده بوده و نویسندگی و کارگردانی این اپیزود را معراج قمری انجام داده.

مسئولیت پژوهش و تحقیق این اپیزود برعهده معراج قمری بوده و نگار گروسی او را در این مسیر همراهی کرد.

گویندگان متن نگین فیروزی و وحید ناظمی هستند.

فرزانه رضایی تدوینگر این پادکست و کسر صمد نژاد او را در این مسیر همراهی کرد.

کار ساخت و تنظیم موسیقی بر عهده محمد ورزیده و آیدین عذابی پور بوده, طراحی و ساخت هویت بصری پادکست را استودیو ملی انجام داده و طراحی کاور را نرگس فدا کار انجام داده و امین شیرپور هم پشتیبانی فضای مجازی را بر عهده دارد.

N.

Never lose your place, on any device

Create a free account to sync, back up, and get personal recommendations.