Navigated to اپیزود نودوسوم: بیمارستان و کالج وست‌مینستر (ارومیه) - Transcript

اپیزود نودوسوم: بیمارستان و کالج وست‌مینستر (ارومیه)

Episode Transcript

اوژن تقدیم میکند.

اینجا ارومیه شمال غرب ایران اواسط قرن نوزدهم دوران ناصرالدین شاه حضور میزان های مذهبی آمریکا و احداث اولین کالج طب نوین و بیمارستان بوستون سر در شهر ارومیه.

این جا رد یا نیست.

صدای مکان های خاموش.

میزان آیا میانه روها هیئت های مذهبی اعزامی از سوی کلیسا های مسیحی هستند که با اهداف مذهبی, آموزشی و گاه سیاسی به سرزمین های دیگر فرستاده می شوند?

در حدود سال ۱٬۸۳۰ میلادی یعنی دوران فتحعلی شاه قاجار, گروه میلیون ها آمریکایی که وظیفه ترویج دین مسیحیت را بر عهده داشتند.

با تحقیق و پژوهش های فراوان تصمیم می گیرند که به ایران بیاید.

مقصد مورد نظر آنها شمال غرب ایران یعنی ارومیه و ترویج دین مسیحیت میان آشوری ها بود.

اسماعیل یوسف شاهی.

گروهی که از امریکایی ها که با بشری تبلیغ مسیحیت بوده به ایران آمدند وضع آشفته بهداشتی منطقه وقتی مشاهده کردند برگشتند به امریکا گزارشی مفصل ارائه دادم.

مطابق آن ها گروه دیگری از این مبشری همراه با دکتر میلر به ایران آمدم.

میان آنها فردی بنا بود به نام پر تیز که اهل آموزش و پرورش بود.

و دکتر همراه خودش چپ بشری دیگری هم گفته بودم آن ها بعد از مطالعه چرکین.

تصمیم گرفت که در هتل اقدام به تأسیس کلاس های درس به سبک خود است یا متجدد نباید از کلاس را تشکیل داد که اهالی ارومیه به تماشای آن می روند و در آنجا به کودکان به سبک داده است.

با چاپخانه تا اورده بودن کتاب و دیگر عرضه کرد و این کلاس ها به قدری مورد استقبال قرار گرفت که در عرض دستگاه شمارگان آن ها بپرسد.

۱۰ عدد رسید در روستاها و منطق و نخستین بار در زبان انگلیسی و زبان توسط.

ولی خیلی فرانسوی شروع به تدریس شد.

این ها هر ۲نیم وابسته به کلیسا های مثل عشق بودند.

در سال ۱٬۸۴۵نیم هرکس احساس کرد که نیاز به معلولیت بیشتر برای آموزش دهد.

پس از آمریکا نهادی که این ها را فرستاده بودند درخواست نیروی کمکی کرد و در سال ۱٬۸۴۸.

گروهی از افرادی که خود را مبلغین مذهبی در عین حال وابسته به گروه شیست ایران علیه ایران است و در بیان آنها حرفی, تحصیلکرده, رسانس, بیولوژی و کشیش و در این حال موز سیاه بود بنام ۱۱ گل و به ایران آمد جز غلام که تست بود به دلیل حال فردی بسیار سانتوس و خود را فدایی لاهه مسحیت به اما انسانیت.

میتوانید در منطقه وقتی وارد شده توسط p std گران گفت, استقبال قرار گرفت تا گل ها به دهکده ای اش در اردوی رهنمایی کرد.

او همراه با رویش پرستاری خواهد بود.

دوبار آپ لو در دهکده ساحلی برای خود خانه ساخته و از پلت این هاست که کشیده بود باید کلیسای ساخته شود پس شروع به ساختن.

کلیسا.

این بود که جوزف قلوب پاکان از اعضای مهم گروه مذهبی کلیسا نسل اول میلیونرهای می شود که در دوره قاجار به ایران و شهر ارومیه آمدن او در سال ۱٬۸۵۵ میلادی یعنی در دوران ناصرالدین شاه در روستای سر در نزدیکی شهر ارومیه صاحب فرزند پسری شد که او را جوزف نامید و اسم کامل او شد.

جوزف پيام کارکنان پسر او جوزف در سال ۱٬۸۷۱نیم یعنی در سن ۱۶نیم سالگی برای ادامه تحصیل به امریکا میرود.

جوزف با رفتنش به آمریکا به این فکر میکرد که داروسازی بخواند و به عنوان میس یو نر پزشکی به ارومیه باز کرد.

پس با ورود به آمریکا اول از همه دوره مقدماتی تحصیلی اش رو در دبیرستان مرکزی تمام کرد.

پس از آن در پاییز ۱٬۸۷۴ به ۱ رفت و همزمان شروع به خواندن رشته علوم و رشته پزشکی کرد.

پس از مدتی او تصمیم گرفت فقط پزشکی را ادامه بدهد.

جوزف سال ۱٬۸۷۷ فارغ التحصیل شد آن هم در شرایطی که دوره های چشم پزشکی داروسازی و حتی دندان را هم گذرانده بود.

او دهم ژوئن ۱٬۸۷۸ میلادی برای میسوری به ایران در انجمن میزان های کلیسای پیتر این آمریکا نامه اش را نوشت و در ۲۱ ژوئن یعنی ۱۱نیم روز بعد با کاترین هیل ازدواج کرد.

کاترین ای که شاید شخصیت جذاب این داستان و به نوعی راوی تاثیرگذار داستان ما باشد.

آنها ۳ ماه بعد و در مهرماه همان سال با هم وارد ارومیه شدند.

ابتدا در روستای سر مستقر شدند.

و فردای همان روز از دور و نزدیک بیماران به سراغ جوزف آمدند.

در نوشته های خواهر جوزف آمده که انگار همه مردم ارومیه منتظر بودند تا جوزف بیاید و مریض شود.

نزدیک به ۱ سال دکتر جوزف کارگران در خانه اش درس زندگی کرد و هر بار برای طبابت با اسب ارومیه می آمد اما میدانست که لازم برای این کار محل مناسبی در ارومیه فراهم شود.

ساحران در گزارش ها آمده که در طول این ۴ ماه اول فقط ۲نیم نفر را بستری کرده چون امکان تعداد بیشتری برایش فراهم نبود.

۱ داروخانه با ۲ تخت برای بیماران امکاناتی که به هیچ عنوان برای درمان موارد جراحی و بیماران وخیم که پرستاری بیشتری احتیاج داشتند.

کافی نبود پس تابستان ۱٬۸۷۹ یعنی حدودا پس از ۱ سال از حضور جوزف در ارومیه نامه درخواستی به این شکل برای انجمن فرستاده شد.

از سال قبل که به اینجا رسیدم تا به حال بیش از ۳٬۰۰۰ بیمار را در داروخانه و خانم ویزیت کردم.

برخی شان از سفری ۳ یا ۴ روز آمده بودند.

تعدادی از آنها حتی بیشتر هیچ پزشک ماهری ٪۹۳نیم کیلومتری این شهر نیست.

جراحان محلی خشن و وحشیانه کار می کند.

اینجاست که مشکلاتی پیش می آید و بیشتر بیماران فقط ۱نیم بار می بینم.

بسیاری دستورات را درست اجرا نمی کند.

در مورد پودری به بیمار داده شد تا روز ۱ بار استفاده کند ولی بیمار به جای اینکه آن را در چند روز دریافت کند همه را به یکباره سر کشید تا ظرف ۱نیم روز خوب شود.

۱ بار هم مردی که باید پودری را برای درمان چشم اش در آب حل و سپس استفاده میکرد.

پود را مستقیما به چشم اش ریخته و آمده که بگوید چشم اش در درمان و استفاده از دارو می سوزد.

بیماران جراحی شده از این هم بدتر است.

اقامتگاه فلید اتاق دارد که به داروخانه راه میدهند.

در اینجا من از بیماران مراقبت می کنم که جراحی شده اند.

بهتر از هیچ است ولی اقامتگاه ناکافی است و برای بیماران مناسب نیست.

اتاق ها نور روز دریافت نمی کنند.

تهویه مناسبی هم ندارند.

اتاق بیماران باید تهویه خوبی داشته باشد.

ما زمینی را برای کالج خریداری کرده ایم.

۱۵نیم جریب است نسبت به فاصله ۱ مایلی از دروازه شهر.

با شیبی بر رودخانه شهر با دید به کوهستان هاست.

اینجا بهترین شرایط از نظر آب و هوا و فضایی خلوت برای ۱ مدرسه و بیمارستان دارد.

ساخت بیمارستان ما را از مداخلات دولتی هم حفظ می کند.

هزینه ساخت بیمارستان با توجه به نیاز فعلی نباید بیش از ۱٬۵۰۰نیم تا ۲٬۰۰۰ دلار باشد.

دلیل رستم.

جوزف کاک را ۱ میلیون مذهبی آمریکایی بوده میاد در سمت جنوب غربی شهر کنار رودخانه معروف به رودخانه شهر چای ۱ باغ بزرگ نزدیک به ۱۵ هکتار و برای ۱ با هدف این که ۱ بیمارستان و مرکز درمانی و آموزشی ایجاد کنه خریداری میکند.

این باغ از شهر می شود گفت, ۲ ۳ کیلومتری آن زمان فاصله داشت از شهر قدیم که اونجا با این هدف خریداری میکند و مجموعه درمانی آموزش را تدارک میبیند و فعالیت خودش را شروع میکند.

جواد عدالت با.

عباس میرزا اینجا باید جای شیر خوبی درست کرده بودند.

حالا یه دونم چون با سیاوش اینها همه اش این بود همه شان ۱ بار بودند.

بهش گفتم کننده دیوار بسیار قطوری داشته ظاهرا ۱ کونی متر قطر دیوار بود و برجک های داشته که آن روز همه اش بیسته ولی زمانی که دکتر پاک کنید جایی دستش گرفته هنوز این دیوارها بود.

به این ترتیب با برنامه ریزی دکتر کارکنان باغ بزرگ را به ۴ قسمت تقسیم کردند که در یکی از بخشها بیمارستان در بخش دیگر کالج و در بخش سوم هم خانه سرپرست کالج و پزشکان ساخته شود.

پایگاه میلیونرها در ایران هم از این برنامه دکتر حمایت کرد و نوشت.

ما قلبا ساخت چنین بیمارستانی را بر زمین های کالج همانطور که دکتر کاکرن پیشنهاد داد تایید و توصیه میکنیم.

اما بشنویم از دلیل احداث بیمارستان توسط کمیسیون های آمریکایی از زبان جواد عدالت دوست کارشناس موزه دانشگاه ارومیه.

واقعیتش اولین فردی که دست از طرف امریکاییها اومد اینجا دکتر پارکینسون در نامه هایی که نوشته بود مشخص کرده بود که آقا از اینجا بزرگترین مشکلی که وجود دارد پزشکی مردم داغ می گذارند حجامت می کنند.

۱ سری داروها به صورت کاملا خرافی و سنتی.

مرد مردم از این لحاظ جنگ میکشم و ارمنی ها را به اصطلاح اینجا خطاب قرار میدهد که ما میتوانیم آنها را نجات بدهید و فلان کنید بهمان کنیم و کشور مسیحی ایجاد بکنند که نفوذ بالایی در خاورمیانه یواش یواش ایجاد بکند.

حضور سیاسی نمیتونست ایجاد بکند چون انگلیس اینجا حضور داشته آمریکا نمیخواست با انگلیسها دریافتی از این بابت وارد شدم.

اومدم بیمارستان درست کند.

دکتر وارد کردن توی مردم بیماری ناکار کردن و اینا محبوبیت ایجاد کردند.

در منطقه نفوذ پیدا کنند.

به این ترتیب فضای باغ یا همان قلعه با تلاش و هماهنگی دکتر پاکستان برای ساخت کالج و بیمارستان اختصاص پیدا کرد.

ساخت کالج در ابتدای کار انجام شد و پس از آن بین سال های ۱٬۸۸۰نیم تا پاییز ۱٬۸۸۲نیم میلادی بیمارستان هم درست شد.

بیمارستان را بر اساس نام کلیسای حامی اش اسم ایستر نامیدند اما داستان ساخت از زبان خواهر دکتر کار کنه.

جوزف ۱ معمار استخدام کرد ولی بناها نمیتواند آنطور که او می خواهد کار را پیش ببرند.

او همواره در آنها است.

حتی دیوار حیاط هم بدون راهنمایی او بالا نرفته به گوشم رسیده که بعد از ملاقات بیماران اش در روستا های دور به بیمارستان هم سر می زنند تا کنترل کند.

چه چیزهایی در این مدت که نبودی ساخته شده اند بیمارستان بعد از بارها تاخیر ضرر تمام شد.

امیدوارم پس از این مدت طولانی افتتاح اش کنیم.

این گونه بود که بیمارستان و اسم این سر در زمینی به متراژ ۲۲۰نیم m * ۲ طبقه ساخته شد اما فضای ساختمان از زبان آیسان نوزاد.

ساختمانی که برای بیمارستان میسازن نمای آجر قرمز رنگ داشت شامل اتاق عمل اتاق دارو انباری و محل استراحت کادر بود.

۲ بخش بزرگ و ۶ بخش کوچک تر داشت بخش های بزرگ ۶۰ اخ داشتند و بخش های کوچکتر بین ۳ تا ۶ تخت این بیمارستان برای بیماران مرگ در نظر گرفته شده بود.

تخت ها اسکلت چوبی داشتند.

پوش ۱ پوشش حصیری انداخته میشد.

لحاف های به سبک بومی از جنس پشم با پوششی از پارچه چلوار در اختیار بیماران قرار داده می شود.

برای تزئینات بیمارستان فکر شده بود گلدان های گلی روی سکو های پنجره ها قرار داشت.

۱ سری تصاویر آماده شده بود که به دیوارها ریخته شد برای پرده ها و یا کف بیمارستان فکر شده بود.

بعضی جاها با فرض بعضی جاها با سنگ مفروش شده بود.

آشپزخانه با فاصله کمی از ساختمان اصلی ۱ فضای در نظر گرفته شده بود که اونجا غذایی مربوط به بیماران و کادر پخته میشد.

رادیو نیست.

۱ تلاش جمعی و پشت هر اپیزود ۱ تیم پژوهشی پر انرژی با ماست ولی ما فقط رادیو نیست را نداریم تو رادیو کامل سراغ برند ها و تبلیغات میریم هم ایرانی هم خارجی هم آنهایی که با زندگی مان گره خوردن و پر از خاطره توی ویکی پس هم قصه غذاها را میگویم از تاریخچه شون تا طرز پختشان اپیزود رادیو کامل سیما به سراغ برند بين رفته و ویکی پس هم به خورش آلو اسفناج پرداخت اگه سبک مستند خاطره محور رادیو نیست.

دارید?

مطمئنم از رادیو کامل ثابت پس هم خوشتان می آید.

اما ذکر خاطره ای از کاترین همسر دکتر کاربران در مورد بیمارستان.

پریشب شب هولناک در بیمارستان بود.

یکی از بیماران آمد گفت, در دادن دارو به یکی از بیماران اشتباهی رخ داده و بیمار در حال مرگ است.

بیمار مرد مسنی بود که پایش پریروز قطع شده بود.

پرستارش به اشتباه ۱ قاشق پر کرد ولی کسی به او خورده بود.

جو و سایر پزشکان جوان تا نیمه شب در حال احیای او بودند درحالی که به نظر مرگش قطعی بود ولی زنده ماند زن و پسرانش همان روز به دیدارش آمدند.

زن به شدت عصبانی بود.

پسرانش را تحریک میکرد.

پرستار را بکشد.

اما کادر پزشکان شاغل در بیمارستان.

در این مرکز که بیمارستان وست مستر نامیده شد علاوه بر دکتر پاک را پزشکان دیگری هم مشغول به فعالیت بودند.

مثلا برادر خانم دکتر پاکروان که دکتر هرمز نام داشت و یا خانم دکتر ا ما تیم میلر که ویزیت بیماران خانم برعهده داشت هم به ایشان کمک میکردن.

مورد دکتر پاکستان هم در ۱۰ سال پایانی عمرشان.

سرپرستار یا مترو بیمارستان بودند.

کالج هم ساختمان دیگری بود که به نوعی مرکز آموزشی دانشجویان و کار آموزان پزشکی بود.

مرکزی که شاید در نوع خود در کل ایران از لحاظ آکادمیک اولین باشد.

جلیل رستم پور, آیسان نوزاد.

دکتر کارکنان دوره آموزشی طبابت و ۵ ساله تعیین میکند و همکاران مثل دکتر رایت دکتر هل میز اگر درست تلفظ کنم دکتر میلر در تدریس علوم پزشکی با ایشان همکاری می کنند.

تعداد فارغ التحصیلانی که در ۵ دوره ۵نیم دوره ۵ ساله.

آنجا علوم پزشکی تجهیز میشد.

۲۷ نفر بود که ۱نیم نفر از آنها خانم بود.

آموزش در کالج به این سیستم بود که در دوسال اول شامل آناتومی فیزیولوژی, داروسازی و شیمی میشد و در سال های بعد تشخیص و درمان بیماری ها مهارت های مربوط به جراحی و علوم آزمایشگاهی آموزش داده میشد.

بیشتر آموزش ها را خود دکتر کارگران به عهده گرفته بودند و چون به زبان های مختلف مثل فارسی, ترکیه, آشوری مسلط بودند.

آموزش ها همه زبانهای مختلف انجام می شد.

اما فارغ التحصیلان این کالج.

از کالج طب ارومیه تا زمانی که دکتر کارگران در قید حیات بودند, ۲۴ پزشک و در ۱۰نیم سال بعد به پزشک دیگر فارغ التحصیل شدم که از این ۳۴ نفر عمدتا آشوری بودند و فقط ۵نیم نفرشان مسلمان بودند.

یکی دیگر از پزشکان این مرکز آقای دکتر اشنا با د بودند که از اهالی روستای جور پرچین یا گلپا ش در اطراف ارومیه بودند.

ایشان اولین دستیار دکتر کارگران و اولین فارغ التحصیل کالج طب ارومیه بودند.

دیپلم که در زمان فارغ التحصیلی به ایشان اعطا شد به نوعی اولین دیپلم مدرن به فارغ التحصیلان رشته پزشکی در ایران محسوب می شود.

به ۲ زبان فارسی و انگلیسی تنظیم شد, مواد درسی مدت زمانی که به تحصیل گذشته و همینطور مجوز فعالیت در بطن دیپلم.

اشاره شده.

و کنگره های پزشکی کالت.

علاوه بر دکتر کاربران, پزشکان دیگری برای مثال از ارمنستان یا بعضی از کشورهای اروپایی هم هر ۲ هفته ۱ بار به ارومیه میآمدند و تازه های پزشکی آن زمان را به دانشجویان آموزش می دادند.

سال ۱٬۸۸۸ میلادی شروع مرخصی و سفر خانواده کارکنان با آمریکا بود.

نتیجه اش جلب حمایت ۲٬۰۰۰نیم دلاری خانم جرج وار.

برای ساخت ساختمانی برای مداخلات پزشکی مختص زنان چند سال.

بعد به این مرکز که احتمالا می توانیم اولین مریضخانه مدرن و مجهز ایرانی بدانیم اش ۱ سری بنایی دیگر هم اضافه میشه مثل بیمارستان زنان و یا بیمارستانی برای افرادی که مبتلا به بیماری های واگیردار بودن ۱ عمارت کوچک برای داروخانه اضافه میشوند به این بناهای اصلی.

بیمارستان زنان ۴ اتاق برای مریض ها داشت چند اتاق برای جراحی و سکونت پزشکان مشغول فعالیت در آن مرکز نکته جالبی که میشه توضیح داد این است که در این مرکز مکتب جراحی امریکایی اجرا میشد در صورتی که در تهران در مراکز درمانی آن زمان مکتب جراحی فرانسوی اجرا میشد و این تفاوت در.

تب های جراحی در ارومیه و تهران بسیار جالب بود.

۱ روزهایی بود که پادکست.

هنوز دنیای تازه صداها کم بودند ولی پر از شروع شجاعت در همین روزها برنده بود که زودتر از بقیه باور کرد این صداها آینده دارد.

برند حامی محتوا شد.

وقتی هنوز کسی از تبلیغ در پادکست حرفی نمیزند.

رژیم یکی از اولین همراهان دنیای پادکست در ایران آن روزها تبلیغات در گوشه خیلی ها ماندگار شد ۹نیم فقط بخاطر محصول بلکه چون بخشی از ۱ خاطره بود ۱ خاطره از روزهای آغاز و حالا بعد از سال ها رادیو نیز خوشحال است که دوباره میزبان یکی از وفادار ترین دوستان پادکست فارسی رژیم طعم اعتماد از روزهای اول صدا تا امروز.

دکتر جوزف کارگران به پاس خدماتش در بخش پزشکی و غیر پزشکی نشان شیر و خورشید را از پادشاه وقت ایران دریافت کرد.

متن ناصرالدین شاه.

بسمی تعالی جهان هستی متعلق به خدای متعال است.

فرمان سلطنتی صادر میشود به دلیل روابط نیک بین ۲ قدرت برجسته ایران و آمریکا و تمایل به اعطای عنایت سلطنتی به دکتر کارگران والا مقام و خردمند ستاره سطح ۲ شیر و خورشید زینت سینه تان شود.

نوشته به ماه سفر ۱٬۳۰۵ هجری قمری.

بیمارستان کالج و ۱۳ در طول دوران کاری خود محل بازدید بسیاری از حاکمان و فرمانروایان بلندپایه حکومتی بود.

از جمله مظفرالدین میرزا, محمد علی میرزا.

افراد مختلف برای بازدید از کالج طب ارومیه به آن مرکز مراجعه کرده بودم که شاید بتوانیم ۲ نفر از معروف ترین ها را.

۲ نایب السلطنه سلسله قاجار بدانیم که مظفرالدین اوضاع و محمد علی میرزا بودند.

نوت پد این میرزا زمانی که برای بازدید مراجعه کردند عنوان شده که ۲ ساعت طول کشیده و در انتها هدیه ای معادل ۳۰ تومان و ۱۰نیم سکه طلا به دانشجویان آن دوره اهدا میکنند و محمد علی میرزا از اتاق عمل گویا خیلی خوشش آمده و نیم ساعت ابزارهایی که در اتاق عمل بودند.

بررسی کرده و در پایان بازدیدش ۵۰ دالر به دانشکده هدیه میکند.

همینطور ایشان در مراسم فارغ التحصیلی ۴نیم نفر از دانشجویان دانشکده هم حضور داشتند و دیپلم های فارغ التحصیلی شان را توجیه کردند.

کاترین همسر دکتر روایت بازدید مظفرالدین میرزای ولیعهد از کالج بیمارستان بوستون سر را اینگونه بیان می کند, مظفر دین میرزایی که بعدها پادشاه ایران شد.

امروز افتخار پذیرایی از اولیا حضرت ولیعهد ایران را داشتیم.

همه مردان میزان به همراه ۲۰ تا ۲۵٬۰۰۰نیم نفر به استقبال شان رفتند.

علیا حضرت بر کالسکه ای زیبا سوال بود که با ۶ اسب سیاه کشیده میشد ولی ات از رماتیسم رنج می برد و جوزف را فرستاد تا روز بعد بیاید او را درمان کند.

چه روز شلوغی داشتیم.

همه پسرهای دانشکده را بسیج کردیم تا برگ ها را از محبت و خیابان های کالج جارو مرتب کند.

اجاق را از سالن پذیرایی خانه بیرون بردیم و ۱ فضای بزرگ برای مهمانان در طبقه بالا با گل های داوودی آراسته کیک تارت اشین ای فانتزی پختیم روی بهترین ظرف هایمان روی میز کنار پنجره چی میشه وقتی ولیعهد رسید خانم ها و بچه ها به طبقات بالا دویدیم تا بتوانیم بیرون را تماشا کنیم.

آقایان در دروازه کالج انتظار شاهزاده ایستاده بودند.

شاهزاده که پیاده شد سرود خوش آمدگویی خواندند.

او ابتدا ننشست تا نقاشی ها را تماشا کند.

چای را در فنجان های جدید هم به آنها دادم.

اما از آنجایی که در حضور او کسی چیزی نمی توانست بنوشد مقدار زیادی چای دور ریخته شد.

بعد به بیمارستان رفتند بر بالین بیمارانی که نمی توانستند بنشینند و از مشکلات شان پرسیده اند ابزارهای اتاق عمل هم نشان شان داده شد.

هنگام عزیمت ۱۰ سکه طلا به دانشجویان از جمله دانشجویان بخش پزشکی دادند.

در مقابل ساختمان ۱ درخت افرای بسیار بلند هست که اگر بخواهید نگاه کنید کلاه از سرتان می افتد آن را کاترین همسر دکتر کاک راکاشت کاترین همراه و همکار و همسر دکتر پس از چند سال از احداث بیمارستان در سال ۱٬۸۹۱نیم, ظاهرا با بیماری آبله از دنیا میرود.

حالا دیگر دکتر کارگران در فقدان همسرش کاترین تا سال ۱٬۹۰۵ میلادی به فعالیت خود ادامه دهد.

سال ۱٬۹۰۵ میلادی معادل ۱٬۲۸۴ هجری خورشیدی بوده و حالا دیگر اواخر دوره مظفرالدین شاه قاجار است.

تا اینکه دکتر کارکنان مرد اول قصه ما و موسسه مجموعه کالج و بیمارستان و اسم ایستر هم از دنیا میرود.

داستان از این قرار است که گویا دکتر کارکنان از یکی از بیمارانش دیفید که ۱ بیماری عفونی باکتریایی است میگیرد سهل انگاری میکند در بستر می افتد و متاسفانه میمیرد.

روایت این لحظات را از دل نام دخترش میشنویم.

آن شب.

همه مردم در حیات کالج حوالی خانه جمع شدند و گریه میکردند و میخواستند در حالی که او بر تختش دراز کشیده و آخرین نفس هایش را میکشد او را ببیند.

مراسم جوزف بدون حضور شهروندان برگزار شد.

تابوت از کالج به سمت باغ جلوی سر در برده شد.

خانه و کالج برای شام حدود ۷۰۰ نفر آماده شد.

ظاهرا بعد از مرگ دکتر جوزف کاران کالج رونق خود را از دست داده و امور مربوط به مجموعه دکتر میلر و سپس دکتر پا کار محول شد.

ولی تیر خلاص به این مکان ها با شروع جنگ جهانی اول و حمله قوای روس در سال ۱٬۹۱۵ میلادی و تصرف شمال و شمال غرب ایران اتفاق افتاد.

عثمانی ها هم به جنگ با روس ها آمدند و عملا شهر به محل تلاقی ۲ قدرت در خاک ایران تبدیل شد و حالا عثمانی ها مجموعه را تصرف کردند.

آمریکایی ها هم عملا خارج شدند.

جواد عدالت دوست.

سال ۱٬۹۱۷ که ارتش عثمانی وارد همین بیمارستان شد بیمارستان ما خاطراتی که از پرستار ها است که تمام سالن ها و خیابانها و اینا پر از اجساد و زخمی ها, آشوری ها و ارمنی ها بود.

همه جا بوی خون عفونت و طلا بوده پیمان ماند.

که ارتش عثمانی از در این بیمارستان که وارد میشه کشتاری که راه میندازه این جاده که اینجا خاتمه پیدا میکند تقریبا نزدیک ۲ سال.

این ها که ارتش عثمانی از آن خارج می شود جوزف میاد اینجا.

و اما بسته شدن بیمارستان در این دوران توسط آمریکایی ها.

نزدیک ۲ سال این ها که ارتش عثمانی از خارج میشه ولی دیگه بخاطر اینکه نامه می نوشتند تحلیلگران شون و نوشت همچون پرستاری که از طرف آمریکایی پرستار نبود این موعظف بود که به اصطلاح گزارش سالیانه و ماهیانه به صورت سفرنامه بنویسد و بفرستد اسناد همه شان آمریکا است و بر اساس آن سیاست گذاری در این منطقه میشد.

قد ۱ مأمور دولت آمریکا به این نتیجه رسیدند که بی فایده است.

نفرت اینجا به قدری از آمریکایی ها بالا شده از میان ها بالا شده که سرمایه گذاری اینجا بی فایده است.

پول دیگه نمیدادند این بیمارستان دیگر نمیتواند خودش را بعد از خوندن بعضی اقتصادی اینجا بی نهایت به هم گفته بود.

مردم فقیر بودند که جنگ جهانی و تازه تمام شده بود دیگر رضاشاه تازه اومده بود و بی فایده بود و این بیمارستان بسته شد.

پس از این دوران با خروج روس ها و عثمانی ها و تضعیف دولت مرکزی در اواخر دوران قاجار شهر ارومیه و به تبع آن بیمارستان کالج زیست نیز در تصرف کردها به رهبری سیمی تو می افتد و این مجموعه به یکی از پادگانهای اک را تبدیل می شود و به قدرت رسیدن رضا شاه و به دست گرفتن کامل حکومت در سال ۱٬۳۰۶ خورشیدی بیمارستان کالج تخلیه و در.

اختیار دولت قرار می گیرد.

اسماعیل یوسف شاهی.

رضا شاه چون آدم مردی بود خوش باشین این بیمارستان را دانشجوی پزشکی را از موس بشیر خرید اما بعدترش از مدتی به درمانگاه بعد از تبعید رضاشاه مدتی مسکونی نبوده درش بسته بود.

در دوران پهلوی دوم و در سال ۱٬۳۲۸ خورشیدی دانشسرای کشاورزی ارومیه در محل باغ خریداری شده آمریکایی ها تأسیس شد.

جواد عدالت نیست.

تا پهلوی اول که باشد دانشکده کشاورزی n شما هم اینجا اینجا رئیس اولین دانشکده کشاورزی ارومیه و دکتر راستی که در طبقه بالا اتاق شده بعد دستورات وقتی که به اصطلاح مجوز دانشگاه گرفته اند دیگر متاسفانه متاسفانه کالج را ریخت کالج بدستور شو ریخت روش کلا بستند و ساختمان جدید ساخته اند که جاشون.

به این ترتیب از مجموع ۳ ساختمان بنا شده توسط کمیسیون های آمریکایی و شخص دکتر کارگران ساختمان کالج و بخش زیادی از ساختمان بیمارستان تخریب شد و فقط بنای خانه دکتر حفظ شد که امروز با عنوان خانه طبیب یا خانه چوبی در بین مردم شهر ارومیه شناخته می شود.

به مرور دانشکده های مختلف دور تا دور مجموعه بنا ساخته شده به عنوان دانشگاه ارومیه را در سال ۱٬۳۵۶نیم بر این مجموعه دانشکده ها گذاشتند.

تعیین کرد انقلاب شد.

تنها ساختمان باقیمانده ساختمان خانه دکتر کاکرن بود که سرنوشت آن رو می شود.

حبیب مبادله ثانی علی اصغر وثوقی اسکو مصطفی باقری.

ولی بعد از انقلاب آنجا تخلیه شد.

آنجا شد ایداره ایم او را دانشجویان.

دیدار امروز دانشجویان شد و چند سالی هم اون داره اونجا بود و زیر زمین آن بلا استفاده بود و بعد گفت بچه ها میرفتن اونجا شاید فعالیت های سیاسی و طبقاتی بالا پشتش چه بالای چاپخانه چاپ تحصیل بود.

آنجا ۱ فعالیت های میکردم های سیاسی ولی خود ساختمان جهت استفاده مورگان سیام بود در آن زمان.

انقلاب.

گروه.

های سیاسی که آمدند.

باشگاه هر کدام برای خودشان اتاق گرفتن بعضی هاش از این ساختمان استفاده کرد.

از اتاق های این ساختمان به عنوان دفتر استفاده کردند و مدتی در آن ساختمان عالیات داشتند.

زمانی که انقلاب فرهنگی.

پیش.

آمد و روزی که.

مردم از شهر اومدن به اصطلاح دانشگاه را پاکسازی بکنن.

متاسفانه باید دار خشونت درها این ساختمان را شکستند.

دفترهای این گروه ها.

را به هم ریختند.

و.

این ساختمان تا حدودی آسیب دید و تخلیه اش کرده.

اند.

خیلی شدید بود حتی.

من هم دکتر معین که رئیس دانشگاه ارومیه بود ایام بلا فرهنگی همین گروه های سیاسی می آیند از اتاق بیرونش میکنم.

و این میره تو اتاق که همکاری چین و خیلی ناراحت بودند.

من از این ناراحت نیستم که تا ببینم کرد از این ناراحتم که امروز ساعت آنجا شکسته شد.

من که رئیس تان چطور هستم و میتوانم حکومت نگهبان که بچه دیگه دلتنگی میاد تعطیل میشیم.

اما داستان ساخت فیلم گل مریم با بازی افسانه بایگان و مجید مظفری در سال ۱٬۳۶۴ از زبان یکی از کارمندان دانشگاه ارومیه در خانه به جای مانده دکتر پاک را.

فریده عالی.

اگر درسته یادم باشد در سال ۱٬۳۶۴ فیلمی به نام گل مریم را درون زا با حضور خانم افسانه بایگان بعد آقای مجید مظفری و که این ساختمان را بیمارستان روانی کرده بودند و بیماران مشکلات روانی را بستری و تحت معالجه قرار می دادند.

حتی نقش خانم افسانه بایگان که ۱ مادری.

این سوز و فداکار بود و این بر اثر ۱ بیماری بچه اش را از دست داده بود و دچار مشکل روحی و روانی شده بود و آنجا بستری بود.

اونموقع دختر من که خیلی کوچک بود فلان بازیکن می برد پیش خودش را سعی میکرد دخترم رؤیا را نقشی را برایش بدهد که پدرش مانع این کار شد.

آن زمان مثل حالا نبود آن زمان.

خیلی چیزها فرق میکرد با حالا بعد این هنرمندان وقتی میومدن در خود ساختمان و حتی زمانی که آگاه می شدیم تو حیاط دانشگاه دارن این فیلم را بازی میکنند.

ما خیلی عجولانه کار ما ول میکردیم میرفتیم اون فیلم را نگاه کنید حتی رئیس دانشگاه هم برایمان چیزی نمی گم.

رئیس قسمت هم همینطور.

دیگه همه چی.

چشم براه زمین در ۱٬۲۰۰ m درست بالای تپه.

از آنجا تمام شهر زیر پوست چشم انداز عدم هم.

باشیم.

همان طور که آرزو داشت.

توی همچین زمین می.

خواستین اگه بنابراین.

هر وقت که برگردیم می توانیم بساز.

میدانی با نقشی که تو کشیدی ساختمان درست می افتد وسط زمین دور تا دور شم ایوون و تارا.

نقش آیت اتاق.

خیلی بلند.

نفس آدمی بود.

یه همچین خونه را دوست نداریم.

دیگه بهش فکر نمیکنی.

خسته نشدی?

از این همه.

سکوت.

از اینجا از تنهایی.

و اما دهه ۷۰.

بعد از انقلاب چند سالی بعد از مدتی که دانشگاه از آنجا که ساختمان مورد آسیا پشت آن دانشگامون تلاش پشت آن جوان منتقل شد, آنجا به عنوان مرکز بهداشت و تا مدتی که آنجا بودند در هر ترک کرد از سال پيش کند.

۷۲نیم n ۷۳ به بعد دانشگاه منتقل شد بهناز آنجا را به صورت بازسازی شده به عنوان خانه.

تعقیب ماند ولی امروز هم به نام قانون طبیعت است که فشار پیدا استفاده است.

در حال حاضر این بنا کاربری موزه دارد.

قبل از مرمت ساختمان اداری جهاد دانشگاهی بود که به همین نام اسم برده میشه.

به همین نام ثبت شده در فهرست آثار ملی کشور در آذرماه سال ۸۴, این ساختمان به ساختمان چوبی هم مشهور بخاطر اینکه ببینید پله هاش.

چوبی درب و پنجره ها چوبی, سقفش تیرهای چوبی و.

این گواه بر اینکه این ساختمان چوبی در ۱ مجموعه ای از پردیس دانشگاه ارومیه قرار داشته که به همین نام ثبت شده ا.

را در جا ی.

امروز از بیمارستان کالج بوستون سر جایی که روزی من نفس های نیمه جان بیمارانی بود که امیدشان را از دورترین نقاط با خود آورده بودند, تنها نامی باقی ماند.

نامی که انگار در هیاهوی خیابان های شهر گم شد شاید دیوار و سقف بیمارستان کالج فرو ریختند اما ۱نیم چیز خوب باقی ماند.

حافظ شهر در این حافظه هنوز ۱ خانه روشن مانده خانه کوچک و ساده با کوله باری از خاطرات ریز و درشت خانه دکتر کاران طبیبی که برای مردم این شهر تنها ۱ پزشک نبود پناه بود.

امید بود و نشانی از انسانیت.

و این پایان قصه شهری است که در گوشه قلبش چراغ ۱ پزشک هنوز روشن است.

ی.

ها.

۹۰ و سومین شماره از رادیو نیست.

را شنیدید که در آذر ماه ضبط و تدوین و در یکم دی ۱٬۴۰۴نیم منتشر میشه.

بی شک ساختن اپیزود بیمارستان و کالج وتمیز تر ارومیه امکان پذیر نبود بدون لطف و همراهی عزیزان چون ژیلا حصاری فرمود, شفا علیشاه گلپا شیان بين گل صیاد, مصطفی باقری, سعید ملکی.

جواد عدالت دوست آیسان نوزاد جلیل رستم پور, سینا اسلام نور کورش عزیزان و دانشگاه ارومیه.

منابع استفاده شده در این شماره کتاب نگاهی به آذربایجان غربی از ایرج افشار سیستانی تاریخ میلیون آمریکایی در ایران از جان لستر با ترجمه سهیل آذری کتاب حکیم صاحب پزشک بیگانه, بیوگرافی دکتر جوزف ل پاک را از ایران از رابرت اسپیر مقاله تاریخچه اولین مدرسه و دانشکده و بیمارستان مدرن یا افتخارات فرهنگی شهرستان رضایی از محمد جعفر معنوی مقاله کالج پزشکی بیمارستان وست من سر در ارومیه ایران.

از احمد رضا افشار مقاله به افتخار دکتر جوزف ل پاک را بنیانگذاری اولین کالج پزشکی مدرن ایرانیان از سیامک شیخی غزال مبارک جمال احمد زاده, غزال اخوان و لیلا درفشی پور وبسایت بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان غربی.

لازم است به این نکته مهم اشاره کنیم که رد یا نیست ۱ پادکست مصاحبه محور رسانه ای که بخش عمده محتوایش خاطرات مردمی تشکیل میدهد این خاطرات.

جدا از صحت و سقم شان تجربه زیست و حس مردم آن دوره تاریخ را نسبت به ۱ مکان خاص تشریح میکند.

بنابراین رادیو نیست.

با توجه به ساختار خاطره گو مصاحبه محوری که دارد نمیتواند درستی روایت های بیان شده توسط افراد را صددرصد تأیید کند.

مسئولیت صحت اطلاعات به عهده خودش خواسته و رادیو نیز نقشی در قبال آنها ندارد.

این اپیزود در تمامی آبهای پاگیر قابل شنیدن است و برای دسترسی به همه اپیزود ها میتوانید به وبسایت ما به آدرس رادیو نیست.

دات کام مراجعه کنید.

مالک و صاحب امتیاز رادیو نیست رضا میکائیل زاده کانون تبلیغاتی اوج تهیه کننده پادکست را معیار منوچهر زاده است و نویسندگی و کارگردانی این اپیزود را همراه می آورد.

منوچهر زاده انجام داده مسئولیت پژوهش و تحقیق این اپیزود برعهده ایلگار اردبیل چی بوده و پشتیبانی را ساجد علی پور و امین شیرپور انجام دادند.

گویندگان متن نگین فیروزی و وحید ناظمی یا شهره موسوی هستند.

فرزانه رضایی تدوین گر این پادکست و کار ساخت و تنظیم موسیقی بر عهده محمد ورزیده و آیدین احزابی پور بوده طراحی و ساخت هویت بصری پادکست را استودیو ملی انجام داده, طراحی کاور را نرگس فدا کار انجام داده و امین شیرپور هم پشتیبانی فضای مجازی را بر عهده دارد.

Never lose your place, on any device

Create a free account to sync, back up, and get personal recommendations.