غزل ۸: ساقیا برخیز و در ده جام را...

Apr 10, 2020
1 min

Episode Description

ساقیا برخیز و درده جام را
_
خاک بر سر کن غم ایام را
//
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
_
برکشم این دلق ازرق فام را//

گر چه بدنامیست نزد عاقلان
_
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
//
باده درده چند از این باد غرور

_خاک بر سر نفس نافرجام را
//
دود آه سینهٔ نالان من
_
سوخت این افسردگان خام را

//محرم راز دل شیدای خود

_کس نمی‌بینم ز خاص و عام را//

با دلارامی مرا خاطر خوش است
_
کز دلم یک باره برد آرام را
//
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن_

هر که دید آن سرو سیم اندام را
//
صبر کن حافظ به سختی روز و شب_

عاقبت روزی بیابی کام را
See all episodes