View Transcript
Episode Description
آرش سرکوهی درباره این پرسش صحبت میکند که چگونه میتوان همزمان خشم و استیصال جامعه را به رسمیت شناخت و در عین حال با جنگ و مداخله خارجی مخالفت کرد. او توضیح میدهد که مخالفت با جنگ تنها یک موضع اخلاقی نیست، بلکه ریشه در تجربه واقعی جنگ، ویرانی، و شکست ایدههایی دارد که تصور میکردند حمله خارجی میتواند راهحل بحران ایران باشد.
سرکوهی با تفکیک میان «توضیح» و «توجیه» جنگطلبی، تلاش میکند نشان دهد چرا بخشی از جامعه ایران در شرایط بنبست سیاسی و سرکوب، به این نتیجه رسید که شاید جنگ تنها راه باقیمانده باشد. او همچنین درباره نقش رسانهها، فضای روانی جامعه، احساس استیصال و شکست جنبشهای مدنی در شکلگیری این وضعیت صحبت میکند و تأکید دارد که فهم این روندها به معنای تأیید آنها نیست.
این گفتوگو همچنین به ضرورت نگاه انتقادی به تجربه جنگ اخیر، مسئولیت نیروهای رسانهای و سیاسی، و اهمیت ساختن گفتمانی مبتنی بر کرامت انسانی، ضدیت با خشونت و عدالت انتقالی میپردازد؛ تلاشی برای اینکه جامعه ایران در بحرانهای آینده دوباره به سمت پذیرش جنگ و ویرانی سوق پیدا نکند.